تبليغاتX
pezeshki


pezeshki

مطالب پزشکی

تحقيقات پزشكی و ارتباط آن با قرآن

در يكی از تحقيقات پزشكی، نتايج قابل توجهی در زمينه تاثير قرآن بر كاهش اضطراب ثبت شده است . نتايج حاصل از اين قبيل پژوهشها نشان می‌دهد كه استماع آوای قرآن كريم به شكل معنا داری باعث كاهش اضطراب بيماران می‌شود .

به تازگی ميان روانشناسان گرايشهايی ايجاد شده كه طرفدار توجه بيشتر به دين برای سلامت روان است آنها معتقدند در ايمان به خدا نيروی خارق العاده ای وجود دارد كه نوعی قدرت معنوی به انسان می‌بخشد و در تحمل سختيهای زندگی به انسان كمك می‌كند و از نگرانی و اضطرابی كه بسياری از مردم در قرن ما در معرض ابتلای به آن هستند، دور می‌سازد.  در اين ميان تلاوت قرآن كريم از جايگاه ويژه‌ای برخوردار است زيرا در قرآن نوری شفا بخش و انرژی دهنده موجود است كه فوق العاده است.

اثرات وضعی اعمال

اگر قائل به اثر وضعی پديده‌هايی باشيم كه در اطراف ما و به دست ما رخ می‌دهند، بايد اين را هم بپذيريم كه خود ما به عنوان منبع صدور عمل، محل بازگشت پيامد و نتيجه آن هم خواهيم بود.

آن‌زمان كه قرآن مومنان را از غيبت نهی می‌كند و در باطن، آنرا به مثابه خوردن مردار برادر دينی می‌داند و مواردی از اين قبيل، يعنی قائل به اين حقيقت است كه هر عملی را ظاهر و باطنی است. غيبت كه بوسيله زبان انجام می‌شود، در باطن برای روح حالتی را متصور می‌شود كه در حال خوردن مردار برادر دينی است و چه زيان و تباهی از آن بيشتر كه غذای روح، اين حقيقت زنده و پويا را كثافات و پليدی‌ها تشكيل دهد.

وقتی كه روح اراده خود را از كانال جسم محقق می‌كند و جسم نيز برخی امور خود را توسط روح به انجام می‌رساند، به وضوح می‌توان دريافت كه اين دو پديده زنده، دارای ارتباط متقابل بر يكديگرند.

با تامل در مجموعه آياتی كه بر مقوله شفا‌بخشی قرآن برای مومنان اشاره دارند، نخست بايد در نظر گرفت كه چون كليت قرآن بر جسم و روح افراد تاثيرگذار است، از اين رو بحث شفابخشی آن هم دارای اين ويژگی است وحالت يكی بدون ديگری بی‌معنا خواهد بود.

اما آيا وضعيت ديگری را هم می‌توان برای اين آيه در نظر گرفت، به اين معنا كه بتوان با توسل به آيه‌ای خاص و شيوه‌ای درخور، از بيماريهای روحی و جسمی موجود خلاصی يافت؟

مفهوم‌شناسی

واژه «شفاء» به معنای صحت و سلامت است و در مقابل بيماری، عيب و نقص می‌آيد.

با بررسی ابعاد مختلف می توان در يافت كه فقط برای انسان بيماری جسم را نمی توان در نظر گرفت و در بهبودی آن تلاش كرد بلكه انسان دارای دو بعد جسمی و روحی می‌باشد كه هر كدام ممكن است در معرض بيماری قرار بگيرند و بيماری هر كدام موجب اختلال در كارائی ابعاد ديگر انسان می‌شود. حضرت علی(ع) درباره شفا بخش بودن قرآن می‌فرمايد:

«از اين كتاب بزرگ آسمانی برای بيماری‌های خود شفا بخواهيد و برای حل مشكلاتتان از آن ياری بخواهيد، چرا كه در اين كتاب درمان بزرگترين دردها است».

سلامتی و بيماری دو حالتی است كه بر انسان عارض می‌شود. انسان سالم كسی است كه روح و جسمش بر حالتی كه خداوند وی را به آن آفريده است، باشد و هر گاه از اين وضعيت خارج شد بيمار ناميده شده و جهت بازگشت به حالت اوليه نياز به مداوا دارد.

امير المؤمنين (ع)، در چند جای نهج البلاغه می‌فرمايد: قرآن شفا است. بر شما باد به كتاب خدا (قرآن)، به درستی كه آن ريسمان محكم الهی و نوری روشن و شفايی، سودمند است.

و حضرت رسول (ص)، فرمود: بر شما باد به قرآن و تلاوت آن، زيرا قرآن شفا دهنده نافع و دوای مباركی است.

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 20:56 توسط زندآزاد| |

فحش بدترین کلام استاین روایت از انسانی سخن می‌گوید که بد زبان است و با سخنانی زشت با دیگران سخن می‌گوید. از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: «فردی در بنی اسرائیل سی و سه سال دعا می‌کرد که خداوند فرزندی را به او عنایت فرماید. وقتی دید که دعایش مستجاب نمی‌شود. گفت: خدایا آیا از تو آن قدر دورم که صدایم را نمی‌شنوی یا نزدیک هستی و پاسخ نمی‌دهی؟ خداوند در خواب به او فرمود: تو با زبانی بد و قلبی بسته و ناپاک و نیتی غیر صادقانه خدا را می‌خوانی. پس آن را از دل و قلبت بزدای و در قلبت از خدا پروا کن و نیت خود را نیکو بساز. راوی گوید: آن مرد این کار را کرد و سپس به خدای عزوجل دعا کرد و صاحب فرزندی شدما از این روایت چنین می‌فهمیم که از  جمله عواملی که باعث عدم استجابت دعا می‌شود این است که انسان بد زبان باشد. وقتی که خداوند می‌فرماید: «ادعونی استجب لکم» معنایش این است که انسان با زبانی پاک و تمییز که بواسطه آن دعا به سوی خداوند متعال بالا برود دعا کند. در روایت دیگری می‌بینیم که امام صادق (ع) روی این مسأله چگونه یکی از یاران خود را مورد بازخواست قرار می‌دهد. سماعة که یکی از یاران امام است می‌گوید: «بر امام صادق (ع) وارد شدم که آن حضرت بدون مقدمه به من فرمود: ای سماعة! این چه چیزی بود که بین تو و شتربانت اتفاق افتاد؟ - تو به او فحش دادی و با کلماتی زشت با او صحبت نمودی – مبادا دشنام دهنده باشی – و به مردم فحش و دشنام بدهی – یا زبان دراز و لعنت کننده باشی - گفتم: به خدا سوگند برای این بد که او به من ستم کرده است – حضرت فرمود: اگر به تو ستم کرده است باز هم به او جفا کرده‌ای – در ظلم زیاده روی کرده‌ای، زیرا انسان حق دارد ظلم را از خویشتن دفع کند نه اینکه بیش از ظلم او ستم روا دارد. «من اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل مااعتدی علیکم فإن عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم» - سپس به او فرمود: این از کردار من نیست و شیعیان خود را بدان دستور نداده‌ام. از پروردگارت طلب بخشش کن و دیگر آن را تکرار نکن. گفتم: از خداوند طلب بخشش می‌کنم و دیگر آنرا تکرار نمی‌کنم». پس جایز نیست که انسان مردم را با فحش و کلمات زشت مخاطب قرار دهد که از امام باقر (ع) وارد شده است: «خداوند فحش دهنده بدزبان را دشمن می‌داردو نیز از رسول خدا (ص) روایت شده است که فرمود: «بدترین بندگان خداوند کسی است که به خاطر فحشش، از هم نشینی با او بدت بیایدنیز امام صادق (ع) فرمود: «بدزبانی از بی مهری است و بی‌ مهری جایش در آتش استرسول خدا (ص) فرمود: «خداوند بهشت را بر هر فحاش بدزبان و کم حیا حرام کرده است. کسی که به آن چه می‌گوید و به آنچه که با او می‌‌گویند هیچ توجهی نداردنیز در حدیث آمده است که پیامبر (ص) با همسرش عائشه نشسته بود که فردی یهودی به آن حضرت گفت: السّام علیک، گویا می‌خواست این گونه پیامبر (ص) را مسخره کند و آن حضرت گمان کند که او دارد به او سلام می‌کند. ولی پیامبر فقط به او پاسخ داد و فرمود: وعلیک. در اینجا عائشه خشمگین شد و شروع به فحش دادن و لعنت کردن آن یهودی نمود که چگونه این گونه نسبت به پیامبر (ص) جرأت بی‌ادبی می‌نماید. پیامبر به او فرمود: «ای عائشه! اگر فحش تجسّم یابد شکل بدی می‌یابد – ضرورتی ندارد که این گونه با این یهودی حرف بزنی و به او دشنام بدهیمدارا بر چیزی قرار داده نشد مگر اینکه بدان وزانت بخشید – یعنی روش نرم و آرام – و از چیزی برداشته نشد مگر اینکه آن را سبک ساخت. خداوند مدارا کننده است و مدارا را دوست دارد و آن چه را که به خشونت نمی‌دهد به مدارا و نرمش می‌دهد.» بنابراین ما به عنوان مسلمان در مخاطب قرار دادن مردم به نظام اخلاقی اسلام ملتزم بمانیم. به مردم فحش و دشنام ندهیم که خداوند متعال در این زمینه خداوند متعال می‌فرماید: «وقل لعبادی یقولوا التی هی احسن إن الشیطان ینزع بینهم إن الشیطان کان للانسان عدواً مبیناً» بر گرفته از  سخنان علامه سيد محمد حسين فضل الله در نماز جمعه(بیروت؛ 16 محرم 1429ه‍ برابر با 25 / 1 / 2008 م)
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 23:15 توسط زندآزاد| |

معجزه ی بوسه برکودکان

بر اساس تحقیقاتی که در طول چهل سال کذشته انجام گرفته و نتایج آن در نشریه بهداشت چاپ آمریکا آمده است که نوازش وبوسه فراوان به کودکان کمک میکند در آینده به افرادی بالغ واز نظر اجتماعی کامل تبدیل شوند .وتحقیقاتی توسط دانشگاه کلیفر نیا نشان داده که در بزرگسالی این کودکان قدرت تحمل بیشتری داشته وزناشویی سعادتمندی دارند ودر مشاغل خود موفق میشوند .محققان پیوند مستقیمی میان امتیازات والدین گرم ومهربان با امتیازات موفقییت های اجتماعی یافتند  فرانز میگوید :تحقیقات اهمیت ایجاد گرمای عاطفی را نشان میدهد اما این اولین تحقیق دراز مدت است که نتیجه مستقیم رفتار والدین را نشان میدهد.در اسلام هم پیامبر عزیزمان تاکید داشتند وخودشان همواره کودکان را میبوسیدند وبا آنها بسیار مهربان بوده اند .

نوشته شده در سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 19:28 توسط زندآزاد| |

قالب : پيچك